بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

80

خلاصة التجارب ( طبع جديد )

شاهد اين بود . و يا مختلف القوام بود مختلط از رقيق و كثيف و سبب آن گشودن اثفال يابسه محتبسه بود به واسطهء مفتحى و حدوث اسباب ترقيق بعد القبض ثقبت و لغزانيدن اثفال خشك را . و اما حالت خامسه هيات براز بود و استدلال از انتفاح آن كنند چنانچه ثقلى كه شبيه بود به زبل گاوى در پوچى و خفت اجزا و سبب آن غلبهء بادها باشد از جهت قلت حرارت نضج‌كننده . و اما حالت سادسه وقت خروج براز بود . و اين يا زودتر واقع باشد از زمان خروج براز طبيعى يا از مدت معتاد و سبب آن بسيار آمدن صفرا به امعا باشد يا ضعف ماسكه . و يا ديرتر واقع باشد و سبب آن گاهى كه ثقل خشك نباشد يا برد امعا و ضعف هاضمه باشد و يا ضعف دافعه . و اما حالت سابعه كفك براز بود و سبب آن شدت حرارتى باشد كه موجب غليان آن شده باشد و عدم قراقراين را لازم بود و يا كثرت مخالطت رياح و قراقراين را لازم بود . اما حالت ثامنه چربى براز بود و سبب اين گاهى كه چربى بسيار نخورده باشند و عمل نكرده ، گدازش اندام هاى اصليه بود . و اما حالت تاسعه آواز بادها بود كه با براز برآيد . و اين يا يقائق باشد و سبب آن اختلاط بادهاى بسيار بود با رطوبات ماييه كه با براز است و قراقراين را لازم بود و موجب حدوث رياح به محل خود مبين خواهد شد و دلالت اين حال بر قلت حرارت معده تمام بود . و يا آواز قوى كند و سبب آن غلظ رياح و تمامى قوت دافعه بود . و يا آواز ضعيف كند و سبب آن رقت باد و ضعف قوت دافعه بود . و مخفى نماند كه حكم بر جمله اين احوال گاهى صحيح آيد كه مغيرات خارجه و ممدات وارد نشده باشد ، چنانچه در بول و غيره اين قيد مبين گشته و تحقيق احوال مركبه اين بسايط و اسباب سابقه و لاحقه دلالت آن‌ها به تفضيل از مباحث معالجات و غيرها معلوم گردد و ان شاء اللّه تعالى . ببايد دانستن كه لازم نيست كه به هر برازى كه مخالف بود در حال با براز طبيعى مفهوم از بيانات اجناس موجب حالى ناطبيعى باشد ، زيرا كه هر شخصى را برازى است مناسب مزاج و سن و فصل و بلد و تدابير و طبيعى نسبت به حال او برازى است كه غالب احوال صحت بر آن كيفيات و كميات باشد و اين هنگام براز طبيعى و حقيقى نسبت به حال و مزاج او ناطبيعى بود . پس مقياس اگر معتاد غالب صحيحى را دارند معتمدتر بود و آنچه بقراط حكيم گفته است كه من كان بطنه فى شبابه لينا فانه اذا شاخ يبس بطنه و من كان فى شبابه يابس البطن فانه اذا شاخ لان بطنه بيان همين اختلافات طبيعى مىكند و مخالفت اهل گرم سيرات و اهل سردسيرات و اندر فصول در اين امر اكثر را معلوم است . اما دلالت حالات عرق بر حالات بدن بدان‌كه عرق چون فضله هضم عروق و اعضاست كه از راه مسام دفع مىشود . و مسام منفذهاى تنگ